- تحقيق درباره خدا در آيين بودايي
فهرست مطالب
چكيده
مقدمه
زمينههاي پيدايش آيين بودا
موارد ذيل از جمله اصليترين زمينههاي به وجودآمدن آيينهاي انقلابي همچون بوديسم و جينه است:
1-وداها، ملاك هندو بودن يا نبودن.
2-تأكيد بسيار بر روي مناسك (قشريگري
3-حاكميت مطلق براهمنها.
بوديسم
تحولات مهم آيين بودا و شكلگيري فرقههاي بودايي
آيين كهن بودا
1-دُوكه (زبان پالي)؛ يعني فرضية رنج جهاني؛
2-انيكه؛ يعني ناپايداري اشيا؛
3-اَناتا يعني عدم جوهر ثابت
در اين مجال با بررسي اين سه اصل، ديدگاه اين فرقه را دربارة حقيقت غايي و خدا بررسي ميكنيم.
الف. فرضية رنج جهاني
ب. ناپايداري اشيا
ج. عدم جوهر ثابت
نتايج ديدگاه آيين كهن بودايي و تراوادا دربارة اعتقاد به وجود خدا
آيين مهايانه
خدا از ديدگاه مهايانه
آميتابه
آوالوكيتا
خدايان در آيين مهايانه
نتيجهگيريمنابع
چكيده
آيين بودا، كه در شرق آسيا جايگاه خاص و ويژهاي دارد، داراي سه فرقة مهم و اصلي است. اين فرقهها با نامهاي مهايانه، تراودا و چرخ الماس يا لامايي شناخته ميشوند.
از سوي ديگر، مباحث الهيات، مخصوصاً نگرش اين عده به حقيقت غايي، موضوعي جذاب و جالب توجه است كه بايد با دقت بيشتري به آن توجه كرد. در اين نوشتار، تلاش بر اين است كه نگرش اين سه مكتب به امر الوهي و حقيقت غايي را بررسي كرده، الحادي بودن تراودا، و همهخدايي و يا شركآميز بودن مهايانه و چرخ الماس را نشان دهيم.
البته لازم به ذكر است كه فرقة لامايي درحقيقت تقريري از فرقة مهايانه در اين موضوع شمرده ميشود.
كليد واژهها: هينهيانه، تراودابوديسم، الحاد، همهخدايي، شرك، بودا.مقدمه
در واكنش به وضعيتي كه در اواخر دورة ودايي براي آيين هندو به وجود آمد، حركتهاي مختلفي انجام شد كه ميتوان آنها را در دو دسته و دو طيفِ اصلاحي و انقلابي قرار داد. حركت اصلاحي، حركتي بود كه در درون خود اين آيين انجام شد و كوشيد نقاط ضعف آن را بر طرف كند. اين نهضت كه از گوشهنشيني گروهي از هندوها در جنگلها آغاز شد، در نهايت، با انجام تغييراتي شگرف در عرصة اعتقادات و نيز اعمال و شعاير آيين هندو، رويكردي دروني و عرفاني به اين آيين داد.[1] تدوين اوپانيشادها كه شاهكار نوشتاري آيين هندو در اين دوران است، هنوز هم در جهان، معنا و مفهومي خاص به اين آيين داده است. اما حركتهاي انقلابي، از اساس، اين آيين را زير سؤال برده و آئينهاي جديدي پيريختند. آيينهاي بودايي (600ـ500 سال پيش از ميلاد) توسط بودا، و جينه[2] (حدود 600 سال پيش از ميلاد) توسط مهاويره[3] ثمرة اين حركتهاي انقلابياند.[4] در اين نوشتار، تلاش ما بر اين است كه با آشنايي اجمالي دربارة آيين بودا، تا حدودي نظام الهياتي اين آيين را بررسي كنيم. پيش از هر بحثي، به زمينههاي پيدايش بوديسم اشارهاي كوتاه خواهيم داشت.
زمينههاي پيدايش آيين بودا
«دين جينه، در ميان آن دسته از ادياني كه توسط يك بنيانگذار خاص در هند به وجود آمدهاند، قديميترين آنها به حساب ميآيد. همچنين، اين دين در خلال چند قرن متوالي، اولين كوشش سازمانيافتهاي بود كه زير نظر يك رهبر قدرتمند مذهبي، سعي در رشد و ارتقاي دين هندويي كه قديميترين دين خودجوش سرزمين هند به شمار ميآمد، داشت. سيودو سال بعد از دين جينَ، دين بودايي به عنوان حركت اصلاحگرايانة ديگري سربرآورد. اين هر دو دين، كه از فروع و مشتقات دين هندويي هستند، نسبت به آداب قرباني كردن حيوانات و تقسيمبندي طبقاتي نظام كاست در دين هندويي، نگرشي آزادمنشانه و مبتني بر عدم خشونت و محبت داشتهاند. ليكن نتيجة اصلي هر دو حركت اصلاحي و اعتراضآميز، در عوض اصلاح دين هندويي، ايجاد دو دين جديد بود»
در يك تحليل كاملتر، موارد ذيل از جمله اصليترين زمينههاي به وجودآمدن آيينهاي انقلابي همچون بوديسم و جينه است:
1-وداها، ملاك هندو بودن يا نبودن. نويسندة كتاب اديان و مكتبهاي فلسفي هند به اين نكته اشاره ميكند كه «هندوان نظرات فلسفي خود را به دو گروه ناستيكه و استيكه تقسيم كردهاند. مراد از ناستيكه، اشاره به عقايد و آرايي است كه سنديت آسماني وداها را نميپذيرد؛ مانند آيين بودايي و كيش جين و چارواكا كه غيرمتشرع هستند؛ و غرض از استيكه، شش مكتب فلسفي برهمني است كه بدون چونوچرا، حقايق منزل وداها را قبول دارند و از شريعت برهمني پيروي ميكنند و موجوديت خود را قائم بر آن ميدانند« براين اساس، افرادي كه وداها را به منزلة متون آسماني لحاظ نميكردند، از دين خارج و بدعتگذار معرفي ميشدند و اين مسأله، براي عدة زيادي مشكلساز شده بود.
2-تأكيد بسيار بر روي مناسك (قشريگري). در اواخر دوران ودايي و پيش از تدوين اوپانيشادها، به دليل گسترش اعمال و مناسك ديني، و توجه مردم به انجام دقيق اين مناسك و توجه كمتر به محتوا و بنيانهاي معنوي آيين هندو، نوعي قشريگرايي در اين آيين به وجود آمد كه موجب اعتراض و ايجاد آيينهاي اصلاحطلبانه و انقلابي شد. در كتاب اديان و مكتبهاي فلسفي هند، در اين زمينه آمده است كه «آيين قرباني، سرانجام كارش به افراط و تفريط كشيد و آنچنان توسعه يافت كه امور معنوي و فلسفي را تحتالشعاع خود قرار داد. قرباني اسب و غيره كه در آن ايام، ساليان دراز بهطول ميانجاميد، خزانة پادشاهان هندو را تهي ميساخت و مانع گسترش فلسفه و انديشه ميشد؛ به طوريكه واكنشي در اين جهت ضروري مينمود
3-حاكميت مطلق براهمنها. در اين دوران، كنترل آيين به دست براهمنها افتاده بود؛ يعني، هندويسم به مرحلهاي رسيده بود كه حتي حق و ناحق را نيز براهمنها مشخص ميكردند تا جايي كه ميگفتند: هندو مساوي است با براهمن. زبان سانسكريت كه زبان آيين هندو بود، در اختيار اين طبقه قرار داشت و هر كس ميخواست سانسكريت ياد بگيرد، بايد جزو طبقه براهمنها باشد و غير از افراد اين طبقه، كسي حق يادگرفتن اين زبان را نداشت. اين طبقه، تمام آيينها را در انحصار خود داشتند و خود را مالك تمام وداها ميدانستند و تنها راه بهرهگيري از وداها، بهره گرفتن از براهمنها معرفي ميشد. در اين دوران، حتي انجام مراسمهاي ديني، در اختيار و كنترل اين گروه قرار داشت. از ديگرسو، قواعد طبقاتي اجازه نميداد كسي از طبقة ديگر وارد طبقه براهمنها شود. اين مطلب براي ساير طبقات، به ويژه كشتريهها(طبقة حاكمان و جنگاوران) گران ميآمد؛ بنابراين، قويترين واكنشها به اين قضيه، در كشتريهها ديده ميشد. آيين جين و بوديسم، در همين بستر شكل گرفت.
یکشنبه ۱۹ آذر ۹۶ | ۲۳:۱۷ ۲۶ بازديد